تبلیغات
کلبه علم - ویژگی های دریای خزر
کلبه علم
دریای خزر یا دریای کسپین با کشورهای روسیه، ایران، آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان محدود میباشد. قبل از فروپاشی اتحاد شوروی این دریا با دو کشور یعنی روسیه و ایران محدود بود و از منابع مختلف آن کشورهای مذکور استفاده میکرد. در این اوخر اهمیت دریای خزر از لحاظ تجارتی، نظامی و اقتصادی نسبت به هر وقت دیگر با اهمیت شده.

دریای خزر، بزرگترین دریای جهان در سرحد بین آسیا و اروپا و در محل تلاقی آسیای مرکزی،قفقاز و ایران واقع است. طول دریای خزر از شمال به جنوب ۱۲۰۴کیلومتر، عرض متوسط آن ۳۲۰کیلومتر و طول خط ساحلی آن ۶۵۰۰کیلومتر است. از این مقدار ۶۵۷کیلومتر ساحل ایران، ۸۲۰کیلومتر ساحل آذربایجان، ۱۹۰۰کیلومتر ساحل قزاقستان و بقیه ساحل روسیه و ترکمنستان است. مساحت دریای خزر در سال ۱۹۲۹م ۴۲۲هزار کیلومتر مربع بود.

مهم ترین خلیج های خزر عبارتند از قیزلار، مانقشلاق، قازاخ، قارابوغازگول،ترکمن باشی، ترکمن در شرق، آقراخان، قیزیل آغاج، انزلی و گرگان «حسینقلی». دریای خزر حدود ۵۰جزیره بزرگ و کوچک دارد که کل مساحت آنها حدود ۳۵۰کیلومتر مربع است.

حدود ۱۵۰رودخانه بزرگ و کوچک به دریای خزر می ریزد که بزرگترین آنها عبارتند از : ولگا، امبا، اورال، ترک، سولاک، سامور، کر، سفید رود، گرگان و اترک.

حجم آب دریای خزر ۷۶۰۰۰کیلومتر مکعب است. دریای خزر دارای اهمیت بسیار در حمل و نقل دریایی است. شبکه راههای دریایی بین بنادر مهم آن از قبیل باکو در آذربایجان، ماهاچ قلعه در داغستان، آستاراخان در روسیه، آکتائو و گوری یف در قزاقستان، ترکمنباشی و آکتاش در ترکمنستان، نوشهر وانزلی در ایران برقرار است.

پس از فروپاشی اتحاد شوروی شبکه حمل و نقل داخلی بین بنادر بخصوص بین بنادر ایران و جمهوریت های مشترک المنافع افزایش یافته است.

دریای خزر میان طول البلد های ۳۸درجه و ۴۶دقیقه و ۳۴درجه و ۵۴دقیقه شرقی و عرض البلد ۳۴درجه و ۳۶دقیقه و ۳۳درجه و ۴۷دقیقه شمالی واقع است .

دریای خزر از طرف شمال به روسیه، از طرف جنوب به ایران، از طرف غرب به جمهوری آ‌ذربایجان و از طرف شرق به جمهوری های ترکمنستان و قزاقستان محدود میشود.

دریای خزر به نام های کاسپین و مازندران نیز یاد گردیده است. در مورد اینکه دریای خزر چرا با نام های کاسپین «کسپین»، مازندران و خزر یاد گردیده ذیلاً معلومات مختصر ارایه میگردد :

دریای کاسپین «کسپین» : این نام در بسیاری از زبان های جهان برای اشاره به این دریاچه به کار می رود. کاسپین از نام قوم کاسپی گرفته شده است که ابتدا در سواحل غربی و جنوب غربی این دریا ساکن بوده اند و به تدریج تا سواحل جنوب آمدند. از لحاظ قوم شناسی نیز به استناد تحقیقات جدیدی که درباره ژنتیک مردمان جنوبی این دریا شده، گواهی دال به این ادعا است که اثبات می کند این مردمان همگی از طرف پدری از نوادگان مردمی هستند که از غرب دریا آمده اند.

دریای مازندران : در اسنادی که در موسسات تاریخ شناسی روسیه است آمده که روس ها اولین بار آن را در قرن دوازدهم ثبت نموده و ذکر کرده که ایرانیان آن قرن ها دریای تبرستان می خوانند، ولی چون واژه مازندران میان بومیان تبرستان جایگزین گشته، آن را دریای مازندران می خوانند. همچنان درمیان دانشمندان دریای مازندران بروی نقشه ها ثبت شده است.

دریای خزر : خزر نام قومیست که ادعا می شود غارتگر، بربر و ستیزه جو بودند. همچنین این دریا در زمانه های پیش بنام های دریای گرگان، دریای آبسکون، دریای تپورستان «تبرستان»، دریای ساری، دریای فراخ کرت و دریای گیلان یاد گردیده که امروز به کار نمی رود.  عمق دریای خزر از شمال به جنوب افزایش می یابد. عمق این دریا در ناحیه شمالی کم تر از ۱۰متر، در بخش میانی بین ۱۸۰تا ۷۸۸متر و در بخش جنوبی که سواحل ایران و آذربایجان را تشکیل میدهد به ۹۶۰ تا ۱۰۰۰متر می رسد. تا ۱۰۲۵متر نیز در ناحیه جنوبی این دریا گزارش شده است.

میزان شوری آب دریای خزر ۱۲،۷گرام در یک لیتر می باشد ولی در خلیج قره بغاز تراکم املاح گاه تا ۱۵۰گرام در یک لیتر نیز می رسد. حال آنکه در مصب و لگا، شوری تنها ۱۰گرام در یک لیتر تعین شده است.

اقلیم مستقر بر دریای خزر و سواحل آن به واسطه توپوگرافی سواحل دریا منحصر به این حوزه است. متوسط درجه حرارت در ماه های جولای و اگست بین ۲۴تا ۲۶درجه سانتیگراد می باشد و حد اکثر درجه حرارت به ۴۴درجه سانتیگراد وحد اقل آن به ۱۰ درجه سانتیگراد می رسد. مقدار متوسط بارندگی سالانه بر روی دریا از ۲۰۰ تا ۱۷۰۰میلیمتر متغیر است که اغلب در زمستان و بهار می بارد. مقدار تبخیر از سطح دریای خزر زیاد و حدود ۱۰۰۰میلیمتر در سال بر آورد گردیده است. تشکیل یخ تقریباً تمام حوزه شمالی دریای خزر را در ماه جنوری دربر می گیرد.

دریای خزر در طول تاریخ همواره تامین کننده قابل توجهی از نیازمندی های غذایی و اقتصادی ساحل نشینان و دولت های ایجاد شده در  کنار آن بوده است. به طور خلاصه می توان خدمات ارایه شده از دریای خزر به ساکنین حاشیه آن را به قرار ذیل عنوان نمود:

تأمین غذا : به طور متوسط شکار ماهی دریای خزر سالانه حدود ۶۰۰ هزار تن می باشد، که از نظر تولید ماهی در جهان موقعیت ممتازی دارد.

انرژی : دریای خزر بیش از ۲۵٪ ذخایر نفتی جهان را در خود جای داده است که بهره برداری از آن از سال ۱۹۵۴م آغاز گردید و هم اکنون دارای ۲۰هزار چاه فعال و نیمه فعال می باشد که پس از استقلال کشورهای سواحل دریای خزر بهره برداری از آن افزایش یافته است.

اقلیم حیاتی: اقلیم حیاتی حوزه خزر باعث گردیده که در بخش های از آن ساحات جنگلی مطلوب و منحصر به فرد ایجاد شود و توسعه زراعت رونق داشته باشد.

اقتصاد دریا : دریای خزر به عنوان راه آبی مشترک بین ۵ کشور آسیای مرکزی، معبر مناسب و امنی برای حمل و نقل دریایی و کسب درآمد از طریق تجارت و همچنین زمینه برقراری سفرهای تفریحی است.

در حال حاضر دریای خزر را یک سلسله خطرات طبیعی و غیر طبیعی تهدید میکند و این خطرات بعضی از نواحی دریای خزر را به نواحی مرده تبدیل نموده. اگر جلو این خطرات گرفته نشود در آینده نزدیک دریای خزر به آلودگی عظیمی روبرو خواهد شد که در آن وقت نجات دادن آن کار بسیار مشکل خواهد بود. در حال حاضر سه خطر عمده ذیل دریای خزر را تهدید میکند :

اول : افزایش سطح آب که نوسانات آن قابل پیش بینی نیست ولی در هر حال خسارات اقتصادی بسیار زیادی را به کشورهای ساحلی تحمیل کرده و میکند.

دوم : مسله اکولوژیک و به اصطلاح آلودگی آب در سال های اخیر میزان آلودگی و افزایش سطح آب تا حد خطر ناکی به هم منطبق شده اند به طوری که فقط در جریان ده سال گذشته حدود ۱۰۰میلیون تن نفت از بستر دریای خزر استخراج شده که از آن حدود یک میلیون تن به آب دریا مخلوط شده است، به همین علت آلودگی آب سواحل« نفت داشلاری» خلیج باکو و سومگائیت به نواحی مرده تبدیل شده اند.

سوم : خطر سومی که کشورهای ساحلی دریای خزر را تهدید میکند مسایل نظامی و امنیتی است که یک تعداد کشورهای ساحلی دریای خزر برای رسیدن به اهداف سیاسی، کشتی های جنگی خود را در سواحل دریای خزر افزایش میدهند.

در مورد عوامل نظامی گیری در دریای خزر رادیو دویچه وله مصاحبه ای با کار شناس مسایل دریای خزر انجام داده که نکات چند آنرا در اینجا ذکر مینمایم : مسله نظامی گیری در دریای خزر عوامل مختلف دارد. یکی از این عوامل مسلماًمسایل داخلی این کشور هاست که نگران بی ثباتی هستند. آنها از گسترش مجدد نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی روسیه در کشور شان بیم دارند : بخش دیگر مسله، لاینحل مانده رژیم حقوقی دریای خزر بوده که اختلافاتی را بین کشورها بر سر ادعای مالکیت یک سری حوزه نفتی بوجود آورده که هنوز این مسله را لاینحل گذاشته و به نظر هم نمی آید که در آینده نزدیک این مسله حل شود. از این جهت یکی از دلایل گسترش نظامی گیری در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز که در دریای خزر همسایه هستند، مسله افزایش توان نظامی شان برای حفظ منافع دریای خود یعنی حفظ منافع نفت و گاز و به طور کلی به عنوان دفاع از خط ساحلی است.

ایران هم درچارچوب روابطی که با کشور های منطقه داشته، باتوجه به افزایش قدرت نظامی این کشورها که خطرش بیشتر نه از جانب خود این کشورها، بلکه بیشتر به دلیل نزدیکی این کشورها با امریکا و ناتو بوده، کوشش کرده است قدرت نظامی خود را گسترش دهد. ایران سعی کرده که کشتی های جنگی دریای خزر خود را گسترده تر بکند و توان نظامی خود را بالا ببرد. نیروی دریای ایران در خزر بسیار ضعیف است ولی در مقایسه با سایر کشور های منطقه، یعنی با آذربایجان و ترکمنستان، نیروی دریایی قابل توجهی دارد.

از زمان فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱یک سلسله رویداد های سیاسی و اقتصادی منطقه دریای خزر را در کانون توجه قرار داده است. در سطح بین المللی ظهور روسیه، قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان به عنوان جانیشینان اتحاد شوروی در سواحل دریای خزر می باشند که به طور برجسته ای طیف سیاسی منطقه و پیچیدگی های این حوزه را تحت تاثیر قرار داده اند. در حال حاضر پیدایش منابع انرژی نفت و گاز در سطح منطقه، نیاز و وابسته بودن کشور های تازه استقلال یافته به این منافع بر اهمیت این کشور ها بیش از پیش افزوده است. با توجه به این عامل زمینه های برای ورود با بازیگران و فعالان جدید در این منطقه باز شده.

دریای خزر بزرگترین منبع اقتصادی برای کشورهای ساحلی آن میباشد. بر کشورهای ساحلی این دریا لازم است که در بخش تأمین امنیت این منطقه زرخیز آخرین تلاش های خود را بخرچ بدهند و هم از آلودگی مواد فاضله آن را نجات بدهند و از منابع سرشار آن به صورت درست، فنی و علمی استفاده نمایند.

مشکلات و پرابلم های نظامی و اقتصادی که بعد از فروپاشی اتحاد شوروی بین کشورهای ساحلی دریای خزر بوجود آمده از طریق مذاکرات، قرارداد ها و تعهدات بین المللی حل و فصل شود و برای عملی نمودن این قرار داد ها و تعهدات لازم است که یک کمیته مشترک کشور های ساحلی دریای خزر تشکیل گردد تا از تطبیق فیصله های مذکور نظارت نمایند.دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه جهان و مهمترین منبع غذایی و اقتصادی کشورهای حاشیه آن، به دلیل عدم رعایت بسیاری از اصول و البته کنوانسیونهای بین المللی، هم اکنون با بحران اکولوژیکی دست به گریبان است.

به گزارش خبرنگار مهر در رشت، خزر بزرگترین دریاچه دنیاست یعنی به تنهایی نزدیک به 40 درصد مجموع مساحت دریاچه های جهان را شامل می شود و از سوپریور دومین دریاچه دنیا پنج برابر بزرگتر است و نیز از مجموع خلیج فارس و دریای عمان وسعت بیشتری دارد.این دریا از نظر تاریخی به عنوان یک وسیله ارتباطی و یک شبکه عظیم حمل و نقل که سرزمین های و مناطق مختلف را به هم مرتبط ساخته و وسیله ای مناسب و در دسترس برای تماس و مراوده میان جوامع گوناگون فراهم آورده و همچنین یک ذخیره عظیم منابع مورد نیاز بشر، ذخایر پایان ناپذیر و تجدید شونده ماهی و غذاهای دریایی و منابع دست نخورده ثروت های معدنی مطرح بوده است.

سرزمین های اطراف این دریاچه در چند دهه اخیرهمگام با توجه بشر به خطراتی که محیط زیست سیاره زمین را در معرض تهدید قرار داده، مورد شناسایی و توجه فراوان قرار گرفته است.

 نظر به شرایط تاریخی و موقعیت جغرافیایی، دریای خزرعلاوه بر کارکردهای دوگانه تاریخی از یک اکولوژی واحد برخوردار است.

در جامعه جهانی نظریه جدیدی در حقوق بین الملل در مورد محیط زیست در حال شکل گیری است که مفهوم " محیط زیست مشترک " نام دارد و به طور کلی ناشی از این اصل است که کره زمین محیط زیست غیر قابل تفکیکی را تشکیل می دهد که تمامی عناصر آن با یکدیگر همبستگی دارند و بنابراین خسارت وارده به این محیط و مسئولیت دولت ها در این باره نباید منحصر و محدود به مرزهای ملی و قلمرو حاکمیت آنها باشد.

دریای خزر با بحران اکولوژیک روبروست

عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه گیلان در این ارتباط گفت: فروپاشی اتحاد شوروی و ظهور کشورهای ساحلی جدید در حاشیه دریای خزر سبب شد بیش از پیش پهنه آبی منحصر بفرد دریای خزر تحت تاثیر آلاینده های متعدد و متنوع قرار گیرد، حساسیت و شکنندگی محیط زیست دریای خزر به جهت بسته بودن محیط آن و انباشته شدن آلاینده های مختلف به نوعی دریای خزر را با بحران اکولوژیک روبرو کرد.


اساس پیشرفت بشریت در معرض تهدید است


در گزارش کمسیون جهانی توسعه و محیطزیست با نام " آینده مشترک ما " چنین آمده است که: «... امروزه میزان مداخله های در طبیعت در حال افزایش است و آثار عملی تصمیمات ما ازمرزهای ملی فراتر می رود. رشد مبادلات اقتصادی میان ملتها، آثار کلان تصمیمات ملی را در گسترده وسیعتری مشهود می کند. اقتصاد و بوم شناسی ما در شبکه های در هم تنیده ای محصور می شود. امروزه در بسیاری از مناطق کره زمین با خطرات و صدمات برگشت ناپذیر و غیرقابل جبرانی به محیط زیست انسانی روبرو هستیم که اساس پیشرفت بشریت را در معرض تهدید قرارداده است..."

 الگوهای توسعه اقتصادی و صنعتی جاری در دنیا بیشتر برای تخریب و انهدام محیط زیست انسانی گام بر می دارند البته کشورهای توسعه یافته به دلیل مصرف بسیار بیشتر منابع و اسراف حریصانه خود بیشترین مسئولیت را در ایجاد وضعیت فعلی محیط زیست دارند اما کشورهای در حال توسعه و جهان سوم نیز با توجه به جمعیت بسیار زیاد و اجبار در تامین نیازهای معیشتی مردم خویش منابع طبیعی را بدون برنامه و صدماتی که به محیط زیست وارد می آورند مورد بهره برداری قرار می دهند.

در عین حال این کشورها از این جهت که خود نیز بیشتر الگوهای توسعه اقتصادی و صنعتی ممالک توسعه یافته را در پیش می گیرند، در تخریب محیط زیست به نوعی شریک هستند.

روندهای تخریب محیط زیست در یک مقیاس جهانی به دست هر دو گروه کشورهای شمال و جنوب در حال انجام است و البته سهم کشورهای شمال در این میان بیشتر است و بنابراین وظیفه آنها برای ترمیم و حفاظت از محیط زیست نیز سنگین تر است.

کشورهای جنوب به دلایل متعدد باید در افزایش تولید ناخالص ملی تلاش بسیار داشته باشند و به همین جهت تنظیم و مدیریت منابع طبیعی و حفاظت از محیط زیست نزد آنها اولویت ندارد.

در مقابل چنین وضعیتی و با در نظر گرفتن اینکه تصمیمات کلان و چند جانبه گسترده بین المللی برای مقابله با آلودگی ها و حفاظت از محیط زیست روند کند و تدریجی را طی می کنند و اصولا در اجرا نیز با مشکلات زیادی روبرو هستند بنابراین توجه به ترتیبات منطقه ای اهمیت فراوانی دارد.

سودمندی ترتیبات منطقه ای از آنجا مشهود است که علاوه بر امکان استفاده از دستاوردهای تئوریک ترتیبات جهانشمول در یک سطح منطقه ای، مطابقت و سازگاری بیشتری نیز با ویژگی های اقلیمی و جغرافیایی و نیز مساعدتهای سیاسی هر منطقه دارند.

این وضعیت در ترتیبات مربوط به حمایت و حفاظت از محیط زیست دریای خزر می تواند نمونه برجسته ای را عرضه کند در عین اینکه ضرورت بهره مندی و برخورداری از تجربیات و اصول و قواعد جهانشمول قضیه نیز امری بدیهی و اثبات شده است.

با این وجود عوامل گوناگونی محیط زیست حوزه دریای خزر را هدف گرفته است که هر یک از آنها می تواند به نحوی فرسایش ایجاد کند که در نهایت امکان بهره برداری از منابع دریا از همگان سلب شود و یا چنین کاری را پرهزینه جلوه دهد، برخی از این عوامل از یکدیگر ناشی و منتهی به مراحلی می شوند که در نهایت می تواند با هدف ها و منافع کشورهای واقع در این حوزه تداخل کرده و مانع از تحقق آنها شود.

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط پرستو | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبلاگ
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
» mail
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :